بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَهٍ کَریمَهٍ تُعِزُّ بِهَا الاْسْلامَ وَاَهْلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ وَتَجْعَلُنا فیها مِنَالدُّعاهِ اِلى طاعَتِکَ وَالْقادَهِ اِلى سَبیلِکَ وَتَرْزُقُنا بِها کَرامَهَ الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ اَللّهُمَّ ماعَرَّفْتَنا مِنَ الْحَقِّ فَحَمِّلْناهُ وَما قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ اَللّهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعَثَنا وَاشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا وَکَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنا وَاَعْزِزْ بِهِ ذِلَّتَنا وَاَغْنِ بِهِ عآئِلَنا وَاقْضِ بِهِ عَنْ مَغْرَمِنا وَاجْبُرْبِهِ فَقْرَنا وَسُدَّ بِهِ خَلَّتَنا وَیَسِّرْ بِهِ عُسْرَنا وَبَیِّضْ بِهِ وُجُوهَنا وَفُکَّ بِهِ اَسْرَنا وَاَنْجِحْ بِهِ طَلِبَتَنا وَاَنْجِزْ بِهِ مَواعیدَنا وَاسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنا وَاَعْطِنا بِهِ سُؤْلَناوَ بَلِّغْنا بِهِ مِنَ الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ آمالَنا وَاَعْطِنا بِهِ فُوْقَ رَغْبَتِنا یا خَیْرَالْمَسْئُولینَ وَاَوْسَعَ الْمُعْطینَ اِشْفِ بِهِ صُدُورَنا وَاَذْهِبْ بِهِ غَیْظَ قُلُوبِنا وَاهْدِنا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فیهِ مِنَ الْحَقِّ بِاِذْنِکَ اِنَّکَ تَهْدى مَنْ تَشآءُ اِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ وَانْصُرْنا بِهِ عَلى عَدُوِّکَ وَعَدُوِّنآ اِلهَ الْحَقِّ آمینَ اَللّهُمَّ اِنّا نَشْکوُ اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَالِهِ وَغَیْبَهَ وَلِیِّنا وَکَثْرَهَ عَدُوِّنا وَقِلَّهَ عَدَدِنا وَشِدّهَ الْفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَیْنا فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاَعِنّا عَلى ذلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَبِضُرٍّ تَکْشِفُهُ وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ وَسُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ وَرَحْمَهٍ مِنْکَ تَجَلِّلُناها وَعافِیَهٍ مِنْکَ تُلْبِسُناها بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
کلیپ انقلاب اسلامی ایران زمینه ساز ظهور انقلاب امام زمان(عج)
کلیپ های منتخب
خبرها
جستجو



در وبلاگ امام و انقلاب
وضعیت آب و هوا


اوقات شرعی

لحظه شمار غیبت
حدیث موضوعی
خداوند متعال داستان مسجد ضرار معروف را که منافقین در مقابل مسجد قبا که اولین مسجدی بود که در مدینه پیغمبر بنا کرده بود یک مسجدی بود که با سادگی و با تقوا با این انگیزه‌های الهی ساخته بود منافقین در مقابل‌اش یک مسجد دیگری ساختند ولی یک مسجدی بود برای این که آن مسجد را از سکه بیندازند و مشتری‌اش را کم کنند و برای تفرقه انداختن بین مومنین و پایگاهی برای دشمنان خدا بود خداوند متعال خبر به پیغمبر می‌دهد وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ آن‌هایی که مسجد ضراری درست کردند که ضرر بزند به مومنین باعث تفرقه شود بین آن‌ها به عنوان یک نفاقی است در آیه‌ی بعد خدا می‌فرماید لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا در آن جا نرو نماز بخوان آن مسجد نماز ندارد خدا می‌فرماید آن مسجدی که أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى که انگیزه‌ی تقوایی داشته و مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ که آن جا نماز بخوانی فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُوا در آن آدم‌هایی رفت و آمد می‌کنند که می‌خواهند پاک شوند با یک نیت الهی می‌آیند این یک نکته‌ی جالبی که می‌شود از آیات فهمید که در جامعه‌ی دینی می‌شود یک نفاقی درست شود چون در جامعه‌ی کفر افرادی که باطنا کافر‌اند احتیاج ندارند که ظاهر دینی از خودشان نشان بدهند اما در جامعه‌ی دینی که ارزش‌های دینی خریدار دارد آن چیزهای دینی ارزشمند است این جاست که نفاق‌هایی درست می‌شود بعضی‌ها خودشان را مقدس نشان می‌دهند یا از مقدسات استفاده می‌کنند چون ارزش است و باعث جلب توجه است این جا است که باید مراقب بود مسجدی درست می‌کنند ولو مقدس است ولی انگیزه الهی نیست هیئتی درست می‌کنند برای خاک کردن هیئت دیگری جنس‌های بدلی دیگری می‌آورند فرقه‌ها عرفان‌های کاذب در مقابل یک عرفان حقیقی مجالسی که به اسم امام زمان چون مردم در جامعه‌ی دینی دوست دارند امام زمان را برای مشتری جمع کردن ولی ته آن خدا نیست این‌ها را آدم باید خیلی مراقب باشد دو تا مطلب در آیه‌ی 108 خدا می‌فرماید انگیزه انگیزه‌ی الهی باشد دوم ببینیم چه کسانی در آن رفت و آمد می‌کنند، ببینید چه کسانی با آن گروه با آن هیئت با آن فرقه با آن مجلس چه کسانی رفت و آمد می‌کنند با آدم‌ها هم می‌شود شناخت و با انگیزه‌ی بانیان‌اش می‌شود شناخت دقت باید کرد که خدای نکرده تا از مقدسات سوء استفاده نشود.
تاریخ انتشار: 1393/12/03 || بازدیدها:
می‌فرماید «وَاللَّـهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُوا مُؤْمِنِينَ» این سوره در مورد منافقین صحبت ویکی از انواع نفاق را اشاره می‌کنند قسم می‌خورند که مردم را راضی بکنند قسم می‌ خورند برای رضایت دیگران خوشان را شیرین می‌کنند تا در دل دیگران خودشان را جا بکنند خدا می‌فرماید خدا و رسول این‌ها اولی هستند به این که این‌ها را باید راضی بکنید اگر مومنید دنبال او باشید درست است منافقین اصطلاحی و معروف تماما دنبال رضایت این بودند که مردم را راضی بکنند و محبوبیت در دل این‌ها ایجاد بکنند کاری به خدا و رسول نداشتند اما این مصداق نفاق است و هر مقداری که انسان توجه‌اش به جای راضی کردن خدا و اهل بیت برود دنبال این که خودش را در دل دیگران جا بکند برود دنبال این که زندگی‌اش را تنظیم کند تا دیگران بگویند به به با خوشایند دیگران زندگی‌اش را فقط بخواهند تنظیم کنند بعضی‌ها در این زمینه وسواس پیدا می‌کنند کارهایشان را جوری می‌کنند که دیگران ببینند چه می‌شوند معیار می‌شود مردم و نگاه آن‌ها بله گاهی مواقع دید مردم مهم است اما در چارچوبه‌ رضایت خدا نه این که این دید بشود ملاک دید مردم و این که مردم چه می‌گویند بشود ملاک .ملاک اگر این باشد این به گونه ای رگه‌های اخلاق نفاق است و این خوب نیست مگر ما قرار است که خودمان را در دل مردم جا بکنیم.
اگر خدا را راضی بکنیم در زیارت امین الله است که خدایا ما را محبوب بکن در بین مردم مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ ولی تو ما را محبوب بکن نه خودمان نه این که خودمان خودمان را به هر شکلی و با هر قیمتی در دل‌ها جا بکنیم.
تاریخ انتشار: 1393/12/03 || بازدیدها:
خدای متعال می‌فرماید که ‌مومنین پدرتان برادرتان خویشتان اگر کافر بودند این کفر را بر ایمان ترجیح ندهید آن‌ها دیگر ولایتی ندارند پدر در جایی که کافر باشد یا نه کافر نباشد دستوری به کفر بدهد واجبی را ترک بکن حرامی را انجام بده در مجلس گناه بیا این جاها ولایت دیگر ندارند در جایی ولایت برای کسی است برای پدر است برای به عنوان مثال پدر بزرگ است برای مادر در جایی دستور دادنش که باید آدم اطاعت بکند که خلاف ولایت خدا و دستور خدا نباشد در جایی که آن‌ها خلاف دستور خداوند دادند در عین حفظ به احترامشان آن احترام سر جای خودش حتی اگر کافر یا مشرک هم باشند در دستورات دینمان داریم که احترام بگذارید اما اطاعت نداشته باشید از آن‌ها چون آن‌جا اطاعت خداوند متعال و ولایت خدا مقدم است.
تاریخ انتشار: 1393/12/02 || بازدیدها:
خداوند متعال می‌فرماید إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَؤُلَاءِ دِينُهُمْ منافقین و آن کسانی که دل بیماری دارند وقتی که نگاه می‌کنند مومنین در جنگ هایشان این آیه مربوط به جنگ است جنگ بدر بود و جنگ‌های مسلمین وقتی می‌بینند که این‌ها به خاطر اعتقاداتشان چقدر ایستادگی می‌کنند تا پای جان می‌ایستند پای اعتقاداتشان منافقین می‌گویند، این‌ها را ببینید که دینشان چقدر گولشان زده اعتقاداتشان چقدر این‌ها را مغرور کرده فریبشان کرده دین برای آدم‌هایی که دل بیماری دارند این است خداوند متعال می‌فرماید که فریب نداده دینشان این‌ها را این‌ها توکل بر خدا دارند، از دید شما این ایستادگی و این پافشاری کردن و تا پای جان ایستادن فریب خوردن و غرور و این حرف‌ها است نخیر از دید خداوند متعال این‌ها اعتماد به خدا دارند و آن اعتقاداتی که دارند پایش ایستاده‌اند، خدا هم عزیز است اگر در تکیه بکنی به کسی تکیه کرده‌ای که شکست در کارش نیست «وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ» (یوسف/21) در آیات دیگر است سوار بر کار است بر هر چیزی که بخواهد غلبه می‌کند حکیم هم است به مصلحت‌ات کار می‌کند مصلحت‌ها را توجه دارد اگر ما این را در نظر داشته باشیم نه فقط در جنگ‌ها همه جا تکیه گاه‌های خودمان را تکیه گاه‌های سست و لرزان و شکست پذیر قرار نمی‌دهیم تکیه گاه‌هایی که آدم عاقل که به باد تکیه نمی‌کند که گاهی مواقع ما در کارهایمان می‌خواهیم کارمان پیش برود خدای نکرده ممکن است مثلاً یک دروغی بگوییم فکر می‌کنیم با اعتماد کردن به یک چنین تکیه گاه لرزانی کارمان پیش می‌رود گاهی مواقع آدم یک رشوه‌ای می‌دهد گاهی مواقع با یک سر کلاه گذاشتن و فریب کاری کار خودش را می‌خواهد پیش ببرد کارها را با این تکیه گاه‌ها پیش نبریم این تکیه گاه‌ها تکیه گاه نیستند این‌ها آدم را به نتیجه نمی‌رسانند اگر تکیه‌مان بر خدا باشد خداوند متعال هم عزیز است تکیه گاهی است که شکست در کارش نیست تو را می‌رساند به پیروزی و هم حکیم است به مصلحت‌ات کار می‌کند ان‌شاء‌الله که بتوانیم عامل باشیم
تاریخ انتشار: 1393/12/02 || بازدیدها:
خداوند متعال «وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ» این آیه ارتباطی هم دارد با اینکه خدا می‌فرماید از زمان ها استفاده کنید در دو زمان خدا می‌فرماید که خدا را یاد بکنید و آن هم با این شکل وَاذْكُر رَّبَّكَ پروردگار خودت را یاد بکن فِي نَفْسِكَ هم ذکر قلبی در جان خودت تَضَرُّعًا وَخِيفَةً با تضرع و خشوع و با خوف از آن مراتب الهی وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ علاوه بر آن ذکری که ذکر قلبی است در دلت به یاد خدا هستی زبانی هم ذکر بگو منتها نه ذکری که بلند باشد، آهسته ذکر زبانی آهسته و نجواگونه ای هم داشته باش بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ در صبح گاهان و شام گاهان در صبح گاهان و شام گاهان غدو جمع غدوه ‌است یعنی اول صبح بین الطلوعین طلوع فجر تا طلوع آفتاب و آصال جمع اصیل است یعنی طرف غروب و شام این دو وقتی که شیف ملائکه هم این دو وقت عوض می‌شود و اعمال را به هر حال بالا پایین می‌روند، در جاهای دیگر قرآن بله آمده ‌است وَلَا تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ از غافلین نباش اگر این چنین شدی اگر اهل ذکر شدی و این زمان­ها را، زمان‌های خاص را پاس داشتی در آیه‌ی بعد خدا می‌فرماید ان الذین عند ربک آن‌هایی که به مقام عند رب می‌رسند و خدایی می‌شوند لا یستکبرون عن عبادته آن ها استکبار ندارند نسبت به عبادت خدا خاشع و خاضع‌اند، آن وقت به مقام تسبیح می‌رسند یعنی از منظر بالاتری به عالم نگاه می‌کنند چون اسرار ربوبی را فهمیده‌اند آن وقت خدا را تنزیه می‌کنند عیب نمی‌بینند در چیزها برای خدا. ماهایی که گاهی مواقع عیب‌های خودمان را به پای خدا می‌نویسیم و گله داریم از خدا ما چون هنوز به آن مقامی نرسیده ایم که مدیریت و ربوبیت خدا در عالم را بفهمیم اما آن کسانی که از منظر بالا نگاه می‌کنند اسرار ربوبیت گیرشان می‌آید می‌بینند خدا چقدر قشنگ دارد مدیریت می‌کند اگر هم یک جایی یک بلایی سر کسی می‌آید یک کیسه ای است که دارد به او کشیده می‌شود به خاطر پاک کردنش است احیاناً. کیسه کشیدن ممکن است به نظرش دردش بیاید ولی دارد پاکش می‌کند. خدا را تسبیح می‌کند تنزیه می‌کند از عیب­ها.
تاریخ انتشار: 1393/12/02 || بازدیدها:
آیه‌ی 150 سوره‌ی اعراف، حضرت موسی بعد از این که کوه طور فرمود سی روز برود که آن الواح مقدسه‌ی تورات را از خدا دریافت کند اما سی روز شد چهل روز ده روز اضافه شد، که در جای دیگری خدا فرموده این ده روز که تاخیر افتاد یک عده‌ای از کسانی که منحرفینی که بودند یک گوساله‌ای را درست کردند گوساله پرستی را باب کردند و یک انحرافی در امت حضرت موسی درست کردند حضرت موسی وقتی برگشت و این انحراف بزرگ را دید در امت خودش، خیلی ناراحت شد، وقتی برگشت به سمت قومش، متاسف و ناراحت، فرمود که خیلی بد جانشینانی بودید بعد از من و بعد عمل کردید، نسبت به امر پروردگارتان که ده روز تاخیر انداخت این قدر شتاب کردید و جلو افتادید و کار دیگری را بدون این که تسلیم باشید انجام دادید و الواح مقدس را کنار گذاشت و سر برادرش را گرفت هارون را که جانشین خودش بود کشید و او را شروع به توبیخ کردن کرد این رفتار حضرت موسی یک درس است که آدم وقتی یک انحراف فرهنگی را در جامعه می‌بیند غیرت داشته باشد غیرت دینی اقتضاء می‌کند که این طور نباشد که بی تفاوت باشد بگوید شده دیگر مهم نیست نه حضرت موسی آمد الواح مقدسه را کنار انداخت برادرش را گرفت کنار و یک برخوردی که یک شوکی در جامعه وارد بکند که ببینم چقدر مهم است ببینم مسئله کوچک نیست این درس غیرت دینی است برای همه به خصوص آن‌هایی که مسئولیتی در مسائل فرهنگی دارند که بی تفاوت نباشند.
تاریخ انتشار: 1393/12/01 || بازدیدها:
آیه­ 94 سوره ی مبارکه­ اعراف «وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ» خدا می‌فرماید ما هیچ پیغمبری را نفرستادیم در یک جایی مگر آن که آن افرادی که گرایش به پیغمبر نداشتند افرادی که سرکشی می‌کردند تمرد می‌کردند را برای این‌ها بلاها و سختی‌ها و مشکلاتی را فرستادیم بلکه برگردند تضرع بکنند خضوع پیدا بکنند یعنی این بلا‌ها مثل یک شلاقی باشد که بیدارشان بکند تنبیهی باشد که متنبه شوند و بیدار شوند بعضی‌ها بیدار نشدند خدا می‌فرمایند وقتی که بیدار نشدند بلاها و سختی را تبدیل کردیم به راحتی ولشان کردیم گذاشتیم خوش باشند ثم بدلنا مکان الشیئة الحسنه به جای سختی‌ها و مشکلات راحتی برایشان آوردیم در آن خوشی غرق شوند،  زیاده روی کردند و قالوا قد مسا آبائنا الضرا گفتند این سختی‌ها برای گذشتگان ما بوده برای ما خوشی است یعنی متنبه نشدند و عبرتی هم نگرفتن فاخذناهم بغته ناگهان ما آن‌ها را اخذ کردیم ناگهان عذاب ما بر آن‌ها آمد ناگهان آمد دچار یک سختی و مشکلی شدند و یک طوری شد که فرصت برایشان نبود این دو تا آیه را کنار همدیگر بگذارند خدا می‌فرمایند برای یک عده ای برای این که بیدارشان کنیم سختی و مشکل دادیم لعلهم یضرعون آن‌هایی را که می‌خواستیم دچار عذاب بکنیم ولشان کردیم بنابراین هر سختی و عذابی بد نیست گاهی برای تنبیه و بیدار شدن است، تنبیه یعنی متنبه شدن برای این که آدم بیدار شود در خانه­ خدا برود تضرع داشته باشد از آن طرف هر خوشی و نعمتی هم خوب نیست گاهی خوشی و نعمتی است که خدا در آن فراموش می‌شود آدم غافل می‌شود از خدا خوشی و نعمتی که بعدش همان چیزی که استدراج به آن می‌گویند که آدم یواش یواش دچار غفلت می‌شود و خدای نکرده یک وقتی چشم باز می‌کند که دیگر فرصتی ندارد بنابراین این را ما بدانیم که هر خوشی این طور نیست که لطف خدا باشد و هر ناخوشی هم عذاب خدا نیست.
تاریخ انتشار: 1393/11/28 || بازدیدها:
آیه‌ی 43 سوره‌ی مبارکه اعراف خداوند می‌فرماید «وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ» در رابطه با بهشتی‌ها خداوند می‌فرماید آن چه که در سینه هایشان است از کینه و بدبینی نسبت به همدیگر ما این‌ها را می‌کنیم و پاک می‌شوند از کینه‌ها و به هر حال در آن بهشتی که انهار در آن‌جاری است آن‌جا در مقابل همدیگر برادرانه و خیلی با صفا و صمیمیت کنار هم دیگر زندگی می‌کنند، این آیه را کنار آیه‌ی 38 بگذارید یعنی اولین آیه‌ی همین صفحه که در وصف جهنمی‌ها می‌فرماید «قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لِأُولَاهُمْ رَبَّنَا هَؤُلَاءِ أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا» که وقتی وارد جهنم می‌شوند «كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَّعَنَتْ أُخْتَهَا» هر گروهی وارد جهنم می‌شود لعنت می‌کند گروه دیگر را با هم نزاع دارند، در بهشت کینه نیست در بهشت تخاصم و خصومت و بدبینی نسبت به هم و سوء ظن و چیزی که تنش بین مومنان و تفرقه و اختلاف بینشان درست بکند نیست، برعکس جهنم که صفت جهنمیان است که در سر و کله‌ی همدیگر زدن، نزاع با هم کردن و کینه‌ی از هم داشتن، و این صفت بهشتی یا جهنمی‌ها فقط مال آنجا نیست اصلاً صفت بهشتی ولو روی زمین الان زندگی می‌کند صفت بهشتی این است که صمیمیت دارد با صفا است نسبت به مومنین، کینه و حرص و تفاخر و زیاده خواهی و به هر حال فخر فروشی و تکبر و این حالتی که یک حالت دوئیت و جدایی پیدا می‌کند این‌ها صفات جهنمی‌ها است، اگر کسی دارد بداند از الآن دارد صفات جهنمی‌ها را با خودش این طرف و آن طرف می‌برد فکری به حال خودش بکند سعی خودش را بکند واقعاً این صفت صفت جهنمی‌ها است و برخلاف صفت بهشتی‌ها که تواضع و صفا و صمیمت و حسن ظن را نسبت به دیگران و مومنین دارد. خوش بین بودن از صفات بهشتی‌ها است با توجه به این دو آیه می‌فهمیم که صفات اهل بهشت صفا و صمیمیت است از همین جا تمرین بکنیم و صفات اهل جهنم تفرقه و اختلاف و در سر و کله‌ی هم دیگر زدن است از همین جا دوری کنیم.
تاریخ انتشار: 1393/11/25 || بازدیدها:
آيه 149 سوره مباركه انعام، خداوند متعال مي‌فرمايد: «قُلْ فَللهِ‏َِّ الحُْجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَئكُمْ أَجْمَعِينَ» پيغمبر به مردم بگو: خدا يك حجتي دارد كه اين حجت بر همه غلبه مي‌كند. خدا مغلوب كسي نمي‌شود. در ذيل اين آيه روايات زيادي هست كه در قيامت خداوند متعال با دو سؤال بندگان خدا را كه تقصير كردند، در بندگي كوتاهي كردند، به تعبير امروز كيش و ماتشان مي‌كند كه ديگر هيچ تكاني نتواند بخورد. هيچ حجتي عليه خدا و در مقابل خدا نداشته باشد، خداوند متعال مي‌فرمايد: چرا بندگي مرا نكردي؟ اگر كسي بگويد: خدايا، من نمي‌دانستم. خداوند متعل مي‌فرمايد: چرا نرفتي ياد بگيري؟ ما عقل و هوش به تو داديم. كتاب‌ها در اختيارت بود. عالم در اختيارت بود. بنابراين اگر كسي بگويد: خدايا من نمي‌دانستم اين كار را چگونه انجام بدهم. خداوند متعال مي‌فرمايد: چرا نرفتي ياد بگيري؟

در كشور ما ندانستن معني ندارد. در كشوري هستيم كه عصر ارتباط است. به راحتي مي‌شود اين را فهميد. اگر در روز قيامت خداي متعال از كسي سؤال كند چرا عمل نكردي؟ اگر بگويد: نمي‌دانستم، مي‌گويد: ياد مي‌گرفتي. اگر بگويد: مي‌دانستم. خدا مي‌فرمايد: چرا عمل نكردي؟ ندانستن عذر نيست، دانستن و عمل نكردن بد است. آنهايي كه مقصر بودند و عمل نكردند، پروردگار عالم حجت را بر آنها تمام مي‌كند.


تاریخ انتشار: 1393/11/25 || بازدیدها:
خداوند متعال مي‌فرمايند: «وَ لَا تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّواْ اللَّهَ عَدْوَا بِغَيرِْ عِلْمٍ»يك ادبي را براي مؤمنين خداوند ترسيم كرده است. مي‌فرمايد: به كساني كه مشرك هستند، اهل حق نيستند و اهل باطل هستند. فحش ندهيد. سَبّ و دشنام نكنيد. چون آنها هم خدا را سبّ و دشنام مي‌كنند. مقدسات را سبّ و دشنام مي‌كنند. خداوند متعال اين كار را نهي كرده است. اين به عنوان يك ادب قرآني ذكر شده است.

ما در روايت داريم كه  اختلافات فرقه‌اي باعث شود خداي نكرده از روي جهالت بعضي يك حرفي براي كساني كه هم مسلك آنها نيستند، بزنند. اميرالمؤمنين در جنگ صفين ديد بعضي از لشگريانش دارند به لشگر معاويه دشنام مي‌دهند. اين در نهج‌البلاغه است كه حضرت فرمود: «إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِين‏» (نهج‌البلاغه/ص323) من خوشم نمي‌آيد كه شما اهل فحش باشيد. فحش غير از لعني است كه در قرآن است. در قرآن داريم «لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمينَ» (اعراف/44) خدا لعن كرده است. ولي فحش و حرف ركيك زدن به بهانه‌ي اينكه آنها باطل هستند، دشنام دادن اينچنيني نهي شده است.

به امام صادق(ع) گفتند: در مسجد مدينه يكي از دوستان شما هست كه به مخالفين فحش مي‌دهد. حضرت فرمود: «لَعَنَهُ اللَّهُ تَعَرَّضَ بِنَا» (بحارالانوار/ج71/ص217) خدا او را لعنت كند. ظلم بزرگي كرده است. متعرض ما شده است. يعني كاري كرده كه ديگران هم به ما دشنام بدهند. خيلي مراقب باشيد آنهايي كه اهل تولي هستند، لازمه تولي و تبري فحش دادن به كسي نيست. آن چيزي كه خدا در قرآن ترسيم كرده سر جاي خود است. در فتواي فقها از جمله مقام معظم رهبري هم خيلي روي اين نكته اشاره شده است كه كسي نبايد به مخالف خودش دشنام بدهد.


تاریخ انتشار: 1393/11/24 || بازدیدها:
آيه 59 سوره انعام كه معمولاً در نماز غفليه در ركعت دوم خوانده مي‌شود. اگر آدم بتواند اين آيه را در زندگي داشته باشد، خيلي مي‌تواند تذكر و موعظه خوبي باشد. خداوند متعال مي‌فرمايد: «وَ عِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ  وَ يَعْلَمُ مَا فىِ الْبرَِّ وَ الْبَحْرِ  وَ مَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَ لَا حَبَّةٍ فىِ ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فىِ كِتَابٍ مُّبِينٍ(59)»

«وَ عِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ» نزد خدا كليدهاي غيب هست. خزانه‌هاي رزق خدا، علم خدا، كليدش دست خداست كه غير از خدا كسي او را نمي‌بيند. «وَ يَعْلَمُ مَا فىِ الْبرَِّ وَ الْبَحْرِ» آنچه در خشكي‌ها و درياها هست، خدا همه را مي‌داند. «وَ مَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا»  هيچ برگي از درخت نمي‌افتد مگر آنكه خدا بداند. «وَ لَا حَبَّةٍ فىِ ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ» هيچ دانه‌اي در زمين نمي‌رويد مگر اينكه خدا بخواهد. شما تصور كنيد چقدر برگ از درخت مي‌افتد و چقدر دانه سبز مي‌شود. اصلاً جزء چيزهايي هست كه در تصور ما هم نمي‌گنجد. «وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فىِ كِتَابٍ مُّبِينٍ» هيچ تر و خشكي نيست. در اين عالم چيزي نيست مگر اينكه در سطح علم الهي، كتاب مبين، يا لوح محفوظ، يك مرتبه‌اي از علم الهي است، آنجا ثبت است.

اگر كسي اين را باور داشته باشد كه يك مولكول در اين عالم جا‌به جا نمي‌شود، مگر اينكه خداوند متعال به آن اشراف و احاطه دارد. يك برگ از درخت نمي‌افتد. بعد آنوقت لحظه‌اي مي‌تواند غافل شود از اينكه چشم مهرباني او را نگاه مي كند. اين اثرش همين است كه بدان در سختي‌ها تو در چشم خدا هستي. از سنگين‌ترين جاهاي عاشورا تيري بود كه به گلوي علي اصغر خورد. اباعبدالله(ع) وقتي خواست خودش را آرام كند، گفت: خدايا آن چيزي كه اين حادثه را بر من آسان مي‌كند اين است كه داري مي‌بيني.

عارفي در نجف بود، شاگردش خواست ايران بيايد. گفت: در ذهن من چه باشد؟ گفت: در ذهنت دائم اين باشد كه چشمان خدا ناظر بر تو هست. «أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى‏» (علق/14) به هر حال اين آيه خيلي اثر تربيتي دارد.


تاریخ انتشار: 1393/11/24 || بازدیدها:
آيه 114 سوره مباركه مائده، كه مائده بودن نام اين سوره از همين‌جا است. چون اصحاب حضرت عيسي(ع) و حواريون از حضرت عيسي درخواست كردند كه خداي متعال براي ما يك مائده آسماني و طعام آسماني پهن كند، كه يقين ما بيشتر شود. ما رزق خدا را به طور مستقيم ببينيم كه براي ما نازل شده است. حضرت عيسي هم اين را از خداي متعال درخواست كرد كه «قَالَ عِيسىَ ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَائدَةً مِّنَ السَّمَاءِ» خدايا يك مائده آسماني بفرست، «تَكُونُ لَنَا عِيدًا لّأَِوَّلِنَا وَ ءَاخِرِنَا» اين براي اولين و آخرين ما به عنوان يك عيدي باشد كه برگشت به تو باشد. «وَ ءَايَةً مِّنكَ» نشانه‌اي از تو باشد، «وَ ارْزُقْنَا وَ أَنتَ خَيرُ الرَّازِقِينَ» تو روزي به ما بده كه بهترين روزي دهندگان هستي. خدا در آيه بعدي مي‌فرمايد: «قَالَ اللَّهُ إِنىّ‏ِ مُنزَِّلُهَا عَلَيْكُمْ» من اين مائده آسماني را بر شما نازل مي‌كنم، «فَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ» اگر بعد از اين كسي كافر شود و اين نشانه را نديد، «فَإِنىّ‏ِ أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لَّا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِّنَ الْعَالَمِينَ» آنچنان عذابش كنم كه ديگر احدي از عالميان را آنچنان عذاب نكردم. چون كسي كه ديگر به شهود رسيده و دست الهي را مستقيم ديده، از او طبيعتاً توقع ديگري مي‌رود. اين همان مطلبي هست كه بايد توجه داشت. يكي از درس‌هاي اين آيه اين است كه آن كسي را كه به او عنايت‌هايي را مي‌كنند، چيزهايي را مي‌بيند مسؤوليت او بيشتر مي‌شود. اگر نديده بود، مشاهده نكرده بود و نفهميده بود، توقع از او كمتر بود. اما «هركه بارش بيش، برفش بيشتر» هركسي كه سطح ديني و معرفتي او بالا بيايد، از او توقع بيشتري است. در روايات هست كه كسي كه سنش از چهل سال بگذرد، خدا از او بيشتر توقع دارد. چون يك تجربه‌اي كرده است. در روايات هست از مردم معمولي هفتاد گناه بخشيده مي‌شود، از عالم يك گناه بخشيده نمي‌شود. بخاطر همين است. هركسي كه سطحش بالاتر است، چه از جهت سني و معرفتي و دانستن مسائل ديني، توقع خدا هم از او بيشتر مي‌شود. براي همين هم است كه شما مي‌بينيد اگر انبياء كوچكترين كاري كه گناه هم محسوب نمي‌شود، ترك اولي مي‌كردند، خدا چطور با آنها برخورد مي‌كرد.
حضرت يونس ترك اولي كرد. خدا وقتي او را در شكم نهنگ قرار داد، فرمود: اگر يونس در شكم نهنگ تسبيح ما و ذكر ما را نمي‌گفت، « فَلَوْ لَا أَنَّهُ كاَنَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ، لَلَبِثَ فىِ بَطْنِهِ إِلىَ‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ» (صافات/143 و144) تا قيامت آنجا زنداني‌اش مي‌كردم. از اين جهت هركسي خودش را نگاه بكند، اگر يك كلاس بالاتر مي‌رود، در عين حال كه يك چيزي بيشتر گيرش مي‌آيد اما مسؤوليتش هم بيشتر مي‌شود چون داشته‌هايش بيشتر مي‌شود.     
تاریخ انتشار: 1393/11/24 || بازدیدها:
خداوند متعال فرمود: «أَ فَلَا يَتُوبُونَ إِلىَ اللَّهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَهُ» اين آيه بعد از اينكه خداوند متعال از شرك و مذمت افكار شرك آلودي كه بعضي از اهل كتاب داشتند، بعد از او آمده است. مي‌فرمايد: آيا توبه نمي‌كنيد؟ يعني حتي اگر از شرك هم توبه كنيد، خدا مي‌بخشد. با اينكه در جاي ديگر قرآن خدا فرموده كه خدا شرك را نمي‌بخشد. آن در جايي هست كه كسي بي توبه مشركانه از دنيا برود. و الا اگر كسي توبه كند، هرگناهي ولو شرك باشد، خدا مي‌بخشد. «أَ فَلَا يَتُوبُونَ إِلىَ اللَّهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَهُ» آيا سمت خدا برنمي‌گرديد و استغفار نمي‌كنيد. «وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» خدا مي‌بخشد و رحمت خاصش را شامل حال شما مي‌كند. در اين باقيمانده ماه شعبان اين استغفارهايي كه در روز گفته شده، در روز هركسي صد بار بگويد: «استغفرالله و اسئله التوبه». اگر هم نه با همان زبان ساده پشيماني را اظهار كنند، خدا مي‌بخشد.
تاریخ انتشار: 1393/11/24 || بازدیدها:
خداوند متعال مي‌فرمايد: «مَن قَتَلَ نَفْسَا بِغَيرِْ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فىِ الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَ مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا» اگر كسي يك شخصي را بي‌گناه و به ناحق بكشد، يك زمان هست كه به حق مي‌كشند، مثل اينكه از باب قصاص است. يا از باب آنكه آن فرد مفسد في الارض است. اما يك زمان يك كسي عمداً ديگري را به ناحق مي‌كشد. خدا مي‌فرمايد: گويي بشريت را كشته است. «فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا» گويي همه مردم را كشته است. از آن طرف هم اگر كسي يك نفر را احيا كند، «فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا» اين نكته بسيار مهمي است كه شرافت و ارزش يك انسان در پيشگاه خدا به منزله انسانيت است. اين تشبيهي كه مي‌گويد: اگر يك نفر را كشت، گويي بشريت را كشته است، يعني ارزش يك نفر ارزش انسانيت است. فكر نكنيم چون يك نفر است خيلي مهم نيست. آنوقت دقت كنيد كه كشتن هم كشتن جسم است، ممكن است كسي، كسي را بكشد. گويي اين بشريت را كشته است. سقط جنين‌ها هم شامل اين مي‌شود. به خصوص از زماني كه روح در جنين دميده شده است، چهار ماهگي ديگر يك انسان كامل است. اگر اين جنين را سقط كنند، اين مشغول همين آيه مي‌شود. چه جسم كسي را بكشند، چه روح او را بكشند. روح را گمراه مي‌كنند. روح را فاسد كردن و از يك حيات به سمت مرگ ببرد. گويي همه را كشته است. نقطه مقابل اين است كه اگر كسي، كسي را احيا كند، شغل‌هاي بسيار شريفي است كه احياگر هستند. آنهايي كه پرستار و امدادگر و آتش نشان هستند. يا جسم را احيا كند، يا روح كسي را احيا كند، آن كسي كه استاد و معلم است و به سمت هدايت مي‌برد، اينها بسيار شرافت دارند گويي بشريت را زنده كردند.
تاریخ انتشار: 1393/11/23 || بازدیدها:
آيه‌ي دوم سوره مباركه مائده كه آيه مفصلي است. بخشي از اين آيه جمله معروفي است كه خداوند متعال مي‌فرمايند: «وَ تَعَاوَنُواْ عَلىَ الْبرِِّ وَ التَّقْوَى‏ وَ لَا تَعَاوَنُواْ عَلىَ الْاثْمِ وَ الْعُدْوَانِ» براي اينكه انسان الهي و يك مؤمن باشد، فقط اينكه خودش به صورت فردي خوبي را انجام بدهد و از شر و بدي دوري كند، كافي نيست. بلكه لازم هست به همديگر هم در انجام خوبي‌ها و در پرهيز از بدي‌ها كمك بدهند! اين آيه اين مطلب را اشاره مي‌كند. يك قانون و قاعده‌اي است كه «وَ تَعَاوَنُواْ عَلىَ الْبرِِّ وَ التَّقْوَى» همديگر را كمك كنيد. يعني فقط خودت خوبي را انجام نده. كاري كن كه ديگري را براي خوبي كردن و دوري كردن از بدي راه بياندازي. «وَ تَعَاوَنُواْ عَلىَ الْبرِِّ وَ التَّقْوَى وَ لَا تَعَاوَنُواْ عَلىَ الْاثْمِ وَ الْعُدْوَانِ» اگر من مي‌بينم كه خانه‌ام يا مغازه‌ام محل گناه مي‌شود، اينجا دادن مغازه يا خانه، يا دادن زمين براي چنين جايي تعاون بر اثم و عدوان است. تعاون بر گناه است. كمك به كس ديگر در اين مسير است. لذا فقهاي ما گفتند: اگر كسي انگور را بفروشد به كسي كه مي‌خواهد از آن شراب بسازد، ولو اين انگور را فروخته، ولي چون مي‌داند كه آن فرد در اين مسير مي‌خواهد به كار ببرد و نتيجه‌اش يك كار حرامي است، اين آيه شامل اين مي شود كه نبايد اين كار را بكند و او را بر گناه تعاون كند. كما اينكه بر عكس آن اگر شما فرض كنيد براي يك محيط علمي كتابخانه درست كردن، كارهاي خير كردن، اگر قدمي بردارد، اين تعاون بر برّ و تقوا است. به هر حال انجام خوبي‌ها و ترك بدي‌ها نه فقط بايد فردي باشد، بلكه بايد تشويق به خوبي‌ها و منع ديگري از بدي‌ها به صورت جمعي هم باشد كه اين توصيه خدا در اين آيه است.
تاریخ انتشار: 1393/11/23 || بازدیدها:
آيه‌ي 148 سوره‌ي مباركه نساء، خداوند متعال مي‌فرمايد: «لَّا يحُِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَن ظُلِمَ  وَ كاَنَ اللَّهُ سمَِيعًا عَلِيمًا» دوست ندارد كه عيوب مردم و نقايص مردم را آدم اين طرف و آن طرف بگويد.  بلند به اين و آن نقل كند. اگر يك عيبي از كسي ديدي، و نقصي از كسي سراغ داري، اين طرف و آن طرف نقل نكن و نگو. چه به طنز و چه حكايت كردن و خبر دادن، به هر شكلي گفته نشود. همانطور كه خدا ستار العيوب است و عيب‌هاي ما را پوشانده است، دوست ندارد كه بندگانش عيب‌هاي همديگر را آشكار كنند. فقط يكجا هست كه استثناء است. آن يكجا جايي است كه اگر كسي يك بدي و ظلمي به شما كرد، يعني اينطور نيست كه يك عيب شخصي داشته باشد، يك نقص شخصي داشته باشد، بلكه آن بدي و ظلمش به شما رسيد، اينجا ديگر اگر شما بخواهي ساكت شوي، ظالم پروري مي‌شود. ظالم سوء استفاده مي‌كند. مي‌گويد: خدا گفته: قرار نيست كسي از بدي‌ها چيزي بگويد. ما بدي مي‌كنيم. همين كه ظالم پروري نشود، خدا مي‌فرمايد: «إِلَّا مَن ظُلِمَ» آن كسي كه مظلوم واقع شده، مي‌تواند آن بدي كه شخص ظالم به او كرده را براي ديگران بگويد. البته نه چيزهاي ديگر را، همان بدي‌اش را بگويد. چون اگر بخواهد بيشتر بگويد: «وَ كاَنَ اللَّهُ سمَِيعًا عَلِيمًا» خدا مي‌شنود و علم دارد.  بيشتر از آن ديگر تجاوز نكن. ولي در اين مورد استثناء از غيبت هم است كه اگر كسي مظلوم واقع شده گفتن ظلم هيچ عيبي ندارد.
تاریخ انتشار: 1393/11/23 || بازدیدها:
آيه‌ي 114 سوره‌ي مباركه نساء خداوند متعال مي‌فرمايد: «لَّا خَيرَْ فىِ كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَئهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَحِ  بَينْ‏َ النَّاسِ» اين يكي از آداب ديني است كه اصلاً خود ترجمه‌اش كافي است كه آن عدد ديني را از اين آيه شريفه بفهميم. خدا مي‌فرمايد: خير در بسياري از نجواها و در گوشي نيست. در گوشي حرف زدن و پنهان، در جايي كه در جمع نشستيم، اين مذمت شده و خوب نيست.چه بسا موجب سوء ظن ديگران هم شود. شايد در گوشي صحبت كردن باعث اين شود كه ديگران بگويند: در مورد ما صبحت مي‌گويند. گفته شده اين كار را نكنيد، مگر در بعضي موارد. «إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ» مگر آنجايي كه در رابطه با يك كمك مالي باشد، اينجا براي حفظ آبروي او پنهاني گفتن باشد و به فلاني كمك بدهيم، اينجا اشكالي ندارد. «أَوْ مَعْرُوفٍ» يك تذكر خوبي را بخواهم به كسي بدهد. يك كار خيري را بخواهد به ديگري بدهد. گاهي مواقع بعضي از امر به معروف‌ها لازم نيست داد و بيدادي باشد. چه بسا اگر داد و بيدادي باشد، باعث لجاجت، باعث غرور و برخوردن به كسي بشود و آن را عملي نكنيم. اما اگر آهسته در جمع بگوييم، عملي كند. «أَوْ إِصْلَحِ  بَينْ‏َ النَّاسِ» يا جايي كه به هر حال مي‌خواهد بين بعضي اصلاح و پا درمياني كند. انجا چه بسا پنهاني بخواهد با اين طرف يا با كس ديگر صحبت كند، در جمع نباشد. در اين موارد كه قصد خير هست، در اينطور موارد از در گوشي صحبت كردن و نجواي مضموم استثنا شده است.
تاریخ انتشار: 1393/11/22 || بازدیدها:
آيه 58 سوره مباركه نساء خداوند متعال مي‌فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّواْ الْأَمَانَاتِ إِلىَ أَهْلِهَا وَ إِذَا حَكَمْتُم» امانات را به اهل آن بسپاريد. امانت‌هايي كه خدا فرموده است، فقط امانت‌هاي مالي نيست. فقط حق نيست. هر امكانات و سرمايه‌اي كه خدا به ما داده است كه بايد درست خرج شود و در جاي خودش مصرف شود، مشمول اين آيه است. به عنوان مثال اگر خدا علمي به ما داده است، اين علم فقط بايد در سينه بماند يا اينكه بايد پخش شود آن جايي كه بايد گفته شود. اين خودش امانت را نزد اهلش بردن است. مخاطبيني كه تشنه اين علم هستند. اگر خدا به كسي قدرت و پست و مقامي داد، اگر خودش اهلش نيست، ما از اميرالمؤمنين(ع) روايت داريم كه اگر كسي موقعيت و مقام و پستي داشت، و ديد كس ديگري در بين مردم هست كه از او صلاحيت بيشتري دارد، اگر اين پست را واگذار نكند، «فَقَدْ خَانَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْمُؤْمِنِين‏» (وسايل‌الشيعه/ج16/ص383) خيانت به خدا و رسول و مؤمنين كرده است. بايد به اهلش بدهد. از جهت مالي هم اگر حق كسي بود، ما در روايات داريم كه اگر مي‌خواهيد مؤمن را بشناسيد، ببينيد چقدر امانت‌‌دار است. چقدر به اهلش رد امانت مي‌كند. اگر اين كار را كنيم، اين يكي از محك‌هاي ايماني است كه خدا اينجا به ما ياد داده است.
تاریخ انتشار: 1393/11/22 || بازدیدها:
آيه‌ي 17 سوره‌ي مباركه‌ي نساء خداوند متعال مي‌فرمايد: «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلىَ اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بجَِهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ» آن توبه‌اي كه بر خدا لازم است، فرد توبه كننده را ببخشد، البته اينكه بر خدا واجب است، كسي بر خدا واجب نكرده است. كسي رساله‌ي اوليه بر خدا ننوشته كه خدايا اين بر تو واجب است. خدا از بابا رحمتش بر خودش لازم كرده است كه ببخشد، آن توبه‌اي است كه فرد «يَعْمَلُونَ السُّوءَ بجَِهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ» اگر احياناً يك كار زشتي انجام مي‌دهد، نه از باب عناد و لجبازي با خدا و كفر باشد، بلكه از باب اينكه عواقب اين گناه را نمي‌دانسته و غفلت و هوا و هوس بر او غالب شده است، از باب دشمني با خدا نبوده است. بعد هم فوري پشيمان شود.
درست است كه اگر فوري هم پشيمان نشد، بعدها هم پشيمان شد، خدا مي‌گذرد. اما خدا مي‌گويد: آن توبه‌اي كه بر خدا لازم است خيلي خوب است كه اگر آدم خداي نكرده يك جايي از دستش در رفت، سريع پشيمان شود. ما در روايت داريم كه تا هفت ساعت گناه را در نامه عمل نمي‌نويسند. اين ننوشتن گناه در نامه عمل خيلي ارزش دارد. آدم نگويد: خوب بنويسند، بعداً توبه مي‌كنيم، پاك مي‌كنند. نخير! وقتي نمي‌نويسند، آن آثارش تو را نمي‌گيرد. ريشه در وجودت نمي‌دواند. وقتي سريع آدم توبه كند، هنوز در وجود آدم عمق پيدا نكرده است. از اين جهت هست كه خدا مي‌فرمايد: آن توبه‌اي كه بر خدا لازم است كه از باب رحمت خدا توبه كننده را ببخشد، آن است كه وقتي روي جهالت يك كار زشتي انجام مي‌دهد، يك كار زشتي انجام مي‌دهد.
تاریخ انتشار: 1393/11/22 || بازدیدها:
آيه‌ي 179 سوره‌ي مباركه آل‌عمران «مَّا كاَنَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلىَ‏ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتىَ‏ يَمِيزَ الخَْبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ» خداوند متعال مي‌فرمايد: مؤمنين فكر مي‌كنند، ما آنها را با همان وضعيتي كه دارند، در دنيا رها مي‌كنيم. وضعيتي كه مؤمن دارد، اين است كه آن مدعي از آن مؤمن واقعي جدا نشده است. بايد محك بخوريد. بايد امتحان شويد. خدا مي‌فرمايد: من اينجا امتحان مي‌كنم. امتحان خدا در دنيا نه براي استعلام فهم خداست. امتحان‌هاي خدا تربيت خداست. پرورش استعداد و رشد است. براي بعضي كه استعداد رشد دارند، بعضي هم كه خودشان را خداي نكرده جا زدند و به هر حال جزء مؤمنين واقعي نيستند، اينها بايد صفشان جدا شود. «حَتىَ‏ يَمِيزَ الخَْبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ» يكي از علل غيبت امام زمان(ع) همين است كه در اين دوران كاملاً مردم محك بخورند. مؤمنين واقعي بمانند، تا وقتي حضرت آمد ديگر مثل دوران زمان اميرالمؤمنين يا امام حسن، پشت حضرت را خالي نكنند. خالص‌ها بمانند. انشاءالله همه دوستان جزء همان خالص‌ها باشند.
تاریخ انتشار: 1393/11/22 || بازدیدها:

  1  2


انقلاب اسلامی ایران زمینه ساز ظهور انقلاب امام زمان(عج)
با سلام به وبلاگ انقلاب اسلامی ایران زمینه ساز ظهور حضرت مهدی(عج) خوش آمدید.مطالب آورده شده در این وبلاگ در بخش پرسش و پاسخ از منبع سخنرانیهای حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای مسعود عالی پیرامون وظایف منتظران در زمان غیبت، علائم ظهور و وظیفه منتظران ، بررسي ويژگي‌هاي خاص امام عصر(عج) و بحث عدالت،نقش امام عصر در تقدير انسانها و... که فایلهای صوتی ومتنی آن در سایت برنامه تلویزیونی سمت خدا به آدرسhttp://samtekhoda.tv3.ir موجود است می باشد . سعی شده از این سخنرانیها در قالب پرسش و پاسخ ،مطالب مورد نیاز همگانی و مسائل مورد سوال به خصوص برای جوانان و نوجوانان مطرح شود .

باشد که مورد توجه و استفاده همه مومنین و منتظران و وجود مبارک حضرتش قرار گیرد و گامی هر چند کوچک در راستای ظهور امام زمان (عج) داشته باشد. کپی برداری و استفاده و انتشار مطالب این وبلاگ کاملا آزاد بوده و اکیدا به خصوص برای سرگروههای حلقه های صالحین و نشست منتظران موعود توصیه می گردد.

از آیت الله بهجت (ره) سؤال شد: « بهترین شیوه ی ارتباط با امام زمان (عج) در این عصر چیه؟ » ایشان فرمودند: «به دستور امام زمان (عج) عمل کردن... اطاعت او کردن... کأنه می بینه... [سپس بعد از اندک تأملی فرمودند:] *کأنه نداره یقینا میبینه...* »

خدایا ببخش... « یقینا میبینه » پس یعنی همه ی آن روز ها که گناه می کردیم رو دیدن و چقدر با دیدن گناه کردن ما ناراحت شدند...

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد و اَلِ مُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُمْ

آمار سایت

» بازدید امروز : 53
» بازدید دیروز : 1
» بازدید هفتگی : 56
» بازدید ماهیانه : 1085
» بازدید سالانه : 2248
» کل بازدیدها : 33923

پروفایل مدیر وبلاگ
نام : زهرا باباخانیا
تحصیلات : کارشناسی نرم افزار
استان : قزوین
شهر : قزوین
email : babakhaniaz@shmail.ir
پانل کاربران
فراموشی کلمه عبور
عضویت
نظرسنجی
اگه همین جمعه قرار باشه آقا بیان، تو به عنوان یه شیعه آماده ای؟
کاملا آماده ام.
نمی دونم! واقعا هیچ........
دارم خودم رو آماده می کنم.
ذکر روزهای هفته