بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَهٍ کَریمَهٍ تُعِزُّ بِهَا الاْسْلامَ وَاَهْلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ وَتَجْعَلُنا فیها مِنَالدُّعاهِ اِلى طاعَتِکَ وَالْقادَهِ اِلى سَبیلِکَ وَتَرْزُقُنا بِها کَرامَهَ الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ اَللّهُمَّ ماعَرَّفْتَنا مِنَ الْحَقِّ فَحَمِّلْناهُ وَما قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ اَللّهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعَثَنا وَاشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا وَکَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنا وَاَعْزِزْ بِهِ ذِلَّتَنا وَاَغْنِ بِهِ عآئِلَنا وَاقْضِ بِهِ عَنْ مَغْرَمِنا وَاجْبُرْبِهِ فَقْرَنا وَسُدَّ بِهِ خَلَّتَنا وَیَسِّرْ بِهِ عُسْرَنا وَبَیِّضْ بِهِ وُجُوهَنا وَفُکَّ بِهِ اَسْرَنا وَاَنْجِحْ بِهِ طَلِبَتَنا وَاَنْجِزْ بِهِ مَواعیدَنا وَاسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنا وَاَعْطِنا بِهِ سُؤْلَناوَ بَلِّغْنا بِهِ مِنَ الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ آمالَنا وَاَعْطِنا بِهِ فُوْقَ رَغْبَتِنا یا خَیْرَالْمَسْئُولینَ وَاَوْسَعَ الْمُعْطینَ اِشْفِ بِهِ صُدُورَنا وَاَذْهِبْ بِهِ غَیْظَ قُلُوبِنا وَاهْدِنا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فیهِ مِنَ الْحَقِّ بِاِذْنِکَ اِنَّکَ تَهْدى مَنْ تَشآءُ اِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ وَانْصُرْنا بِهِ عَلى عَدُوِّکَ وَعَدُوِّنآ اِلهَ الْحَقِّ آمینَ اَللّهُمَّ اِنّا نَشْکوُ اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَالِهِ وَغَیْبَهَ وَلِیِّنا وَکَثْرَهَ عَدُوِّنا وَقِلَّهَ عَدَدِنا وَشِدّهَ الْفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَیْنا فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاَعِنّا عَلى ذلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَبِضُرٍّ تَکْشِفُهُ وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ وَسُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ وَرَحْمَهٍ مِنْکَ تَجَلِّلُناها وَعافِیَهٍ مِنْکَ تُلْبِسُناها بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
کلیپ انقلاب اسلامی ایران زمینه ساز ظهور انقلاب امام زمان(عج)
کلیپ های منتخب
خبرها
جستجو



در وبلاگ امام و انقلاب
وضعیت آب و هوا


اوقات شرعی

لحظه شمار غیبت
حدیث موضوعی
شخصی از حضرت آیت الله بهجت «رحمت الله علیه» سؤال کرده بود که: حقیر مشتاق زیارت امام عصر «عَجَّل اللهُ تَعالَی فَرَجَهُ الشَّریف»  می باشم، از حضرتعالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نایل شوم.

 حضرت آیت الله بهجت در جواب فرمودند:

زیاد صلوات اهدای به وجود مقدّسش نمایید، مقرون با دعای تعجیل در فرجش، و زیاد به مسجد جمکران مُشَرّف شوید با ادای نمازش.

چگونه خدمت امام زمان برسیم / هم اندیشی دینی

حضرت آیت الله ناصری « حَفَظَهُ اللهُ » فرمودند: از شیخ محمّد کوفی سؤال کردم چه کنم که به محضر امام زمان «عَجَّل اللهُ تَعالَی فَرَجَهُ الشَّریف»  برسم؟ 

فرمودند:  «تقوی ، تقوی ، تقوی» ، « عشق وافِر به حضرت»، «یاد مدام، خصوصاً قبل از خواب»

دیـدار یـار غــایـب دانـی چـــه ذوق دارد

ابری که در بیـابـان بـر تشنـــه‌ای ببــارد

ای بـوی آشنـایـی دانستـــم از کجایــی 

 پیغــام وصــل جــانـان پیـــونــد روح دارد

سودای عشق پختن عقلم نمی‌پسنـدد

فرمـان عقـل بـردن عشقـم نمی‌گـذارد

باشـد که خود به رحمت یاد آورنـد مـا را

ور نــه کــدام قــاصـد پیغــــام مـا گذارد


تاریخ انتشار: 1394/08/09 || بازدیدها:
توقیعات، گاه درباره مسائل اعتقادی، فقهی، بزرگان شیعه و توصیه های حضرت در زمان غیبت به شیعیان است
آنچه در پی می آید توصیه‌هایی است که امام عصر (علیه السلام) خطاب به شیعیان و پیروان اهل‌بیت (علیهم السلام) فرموده‌اند. براستی، چقدر به اینها عمل می‌کنیم؟ ! ...

??? ??? ?????? ????? ?? ???? ???? ???? ??????.jpg
1. از خداوند ـ جل جلاله ـ بترسید و تقوا پیشه کنید.
2. به ما در بیرون آوردن شما از فتنه و امتحانی که بر شما روی آورده است کمک کنید.
3. عهد می‌کنم که هر کدام از شیعیان که راه تقوا را در پیش گیرد و هر آنچه که لازم است و حق خداست از مال خود خارج کند، از فتنه‌ی گمراه‌کننده و رنج‌های ظلمانی در امان باشد.
4. هر کدام از شیعیان، در بخشش اموالی که خداوند به او داده به کسانی که خداوند فرمان داده است بخل ورزد، در دنیا و آخرت زیانکار خواهد بود.
5. اگر شیعیان ما در وفا نمودن به عهد و پیمانی که از ایشان گرفته شد، همسو و یک‌دل شوند، دیدار ما از ایشان به تاخیر نخواهد افتاد.
6. ظهور ما به تاخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.
(توقیع به شیخ مفید)
7. از خدا بترسید ؛ و از ما اطاعت کنید ؛ و از راه راست منحرف نگردید.
8. نیت خود را ـ مطابق سنت آشکاری که به شما گفتم ـ با دوستی، به سوی ما برگردانید.
(توقیع به ابن ابی‌غانم قزوینی و جماعتی از شیعیان)
9. اموال شما (خمس و زکات) را قبول نمی‌کنیم مگر اینکه پاک و طاهر باشد... هر کس می‌خواهد عمل کند و هر که نخواهد نکند ؛ چرا که ما به آنچه شما دارید نیازی نداریم.
10. ظهور و فرج در دست خداست و کسانی که وقت رای آن تعیین می‌کنند "دروغگو " هستند.
11. در مسایلی که روی می‌دهد به فقهاء مراجعه کنید ؛ زیرا که ایشان حجت من بر شمایند و من حجت خدایم بر ایشان.
12. منتفع شدن از من در ایام غیبتم، مانند استفاده از خورشید است زمانی که ابر روی آن را پوشانده باشد.
13. درباره چیزهایی که به درد شما نمی‌خورد سوال نکنید، و در دانستن چیزهایی که از دانستن آنها معاف شده‌اید خود را به سختی نیاندازید.
14. برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید ؛ چرا که همین فرج شماست.
(توقیع به اسحاق بن یعقوب)
15. هر کس بدون اجازه ما در اموال مربوط به ما (خمس، زکات و وقف) تصرف کند، از جمله ظالمین است و ما در روز قیامت شاکی او خواهیم بود. (توقیع به محمد بن جعفر اسدی)
16. آیا نمی‌دانید که خداوند از زمان حضرت آدم تا حال، برای مردم ملجا و پناهی قرار داده که به ایشان پناه برند و راهنمایانی تعیین کرده که به سبب آنها هدایت یابند. هر زمان که نشانه‌ای از آنان پنهان شد نشانه‌ی دیگر آشکار گردید و هر وقت که ستاره‌ای از ایشان غروب کرد ستاره‌ی دیگر طلوع نمود ؛ و وقتی که خدای عزوجل امام حسن عسکری (علیه السلام) را به سوی خود برد گمان ننمایید که واسطه میان خود و مخلوقاتش را قطع نموده است. هرگز چنین چیزی نشده و نخواهد شد تا وقتی که قیامت برپا شود.
(توقیع به محمد بن ابراهیم بن مهزیار)
17. آیا نمی‌دانید که روی زمین از حجت خدا خالی نمی‌گردد ؛ خواه آن حجت، ظاهر باشد و خواه پنهان.
18. مردم پیروی از خواهش‌های نفسانی را از خود دور کنند ؛ و همانگونه که پیش از غیبت رفتار می‌نمودند رفتار کنند ؛ و امری که از آنان پوشیده و پنهان شده است را جستجو ننمایند ... و بدانند که حق با ما و در نزد ماست.
(توقیع به عمری و پسرش)

توضیح:
توقیع ، در لغت به معنای "امضاء، نامه و فرمان" ، و دراصطلاح حدیثی به معنای "بخشی از نوشته‌های ائمه اطهار علیهم السلام " است . بیشتر توقیعات از سوی امام عصر (علیه السلام) صادر گردیده است. واژه توقیع نخستین بار در روایتی از امام کاظم (علیه السلام) به معنای یادداشتی که امام در زیر یک نامه نوشته دیده شده‌است. امروزه وقتی سخنی از «توقیع» به میان می‌آید، ذهن به توقیعات حضرت مهدی (علیه السلام) منصرف می‌گردد.
ارسال توقیعات برای شیعیان، معمولاً توسط وکلای امام صورت می‌گرفت. نواب اربعه امام عصر وکیلانی در شهرهای مختلف داشتند که توقیعات از طریق آنها انتشار می‌یافت.
در کتاب کمال الدین شیخ صدوق، غیبت شیخ طوسی، احتجاج طبرسی و بحارالانوار مجلسی، حدود هشتاد توقیع از سوی امام زمان (علیه السلام) نقل شده است که محتوای آن‌ها، برخی خطاب به سفرا و نواب خاص است و برخی خطاب به علماء و فقهاست. برخی در پاسخ به سوالات است و برخی در تکذیب کسانی است که به دروغ ادعای امامت یا نیابت از طرف آن حضرت را داشتند.
منبع توصیه‌ها : علامه محمدباقر مجلسی؛ مهدی موعود ؛ ترجمه حسن بن محمد ولی ارومیه‏ای؛ قم: انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1380 ؛ ج

تاریخ انتشار: 1394/06/08 || بازدیدها:
در لعال المخزونه فيض كاشاني، آمده براي حصول مهمات عظيمه و برآمدن حاجات و شفاي مريض و اداي ديون آيه‌ي «امن يجيب» را دوازده هزار بار بخوانند، در همان هفته به مراد مي‌رسند؟
مهم اين است كه به اين آيه عمل كنيم. نه اينكه فقط به صورت ختم بخوانيم. هرچند كه منعي نمي‌كنيم كسي را كه پشت سر هم اين را تكرار كند. پنج مرتبه، يا هفت مرتبه، يا دوازده هزار مرتبه، ولي اين سند روايي ندارد. اينكه اين بزرگوار در لعال المخزونه فيض كاشاني گفته شده: دوازده هزار مرتبه به صورت ختم، روايت نقل نكرديم. خود ايشان فرموده است. حالا كه خود ايشان يك مدرك و سندي داشته است، ايشان خيلي بزرگوار هستند. ولي حجت ما روايات معصومين است. روايتي در اين رابطه به صورت ختم بخوانيد، و تكرار كنيد نيست. هرچند رجاعاً و به قصد ثواب اشكالي ندارد اگر كسي اين را چند مرتبه بخواند. همينطور كه براي شفاي مريضان و معمولاً بعد از جلسات دعا گرفته مي‌شود. اشكالي ندارد ولي سند روايي هم ندارد.
تاریخ انتشار: 1393/11/23 || بازدیدها:
هارون به امام كاظم(ع) گفت: شما فضيلتي بر ما نداريد. امتيازي بر ما نداريد. شما بچه‌هاي علي هستيد كه به ابوطالب منتهي مي‌شويد. ابوطالب عموي پيغمبر بود. ما هم بچه‌هاي عباس هستيم كه او هم عموي پيغمبر بود. ما همه عموزاده‌هاي پيغمبر هستيم. فرقي با هم نداريم. امام كاظم(ع) فرمود: ما بچه‌هاي فاطمه زهرا هستيم و از طريق فاطمه زهرا مي‌رسيم. بعد او گفت: نه! شما فرزندان علي هستيد. اين خودش يك مبارزه‌ي سياسي بود. الآن براي ما ساده است. در تبليغات بني اميه و بني عباس مهم بود كه اينها را بچه‌هاي پيغمبر ندانند. امام كاظم يك استدلالي كرد. گفت آيه‌ي 85 سوره‌ي انعام وقتي اولاد ابراهيم را نام مي‌برد، «وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنا وَ نُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى‏ وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ، وَ زَكَرِيَّا وَ يحَْيىَ‏ وَ عِيسىَ‏ وَ إِلْيَاسَ  كلُ‏ٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ» (انعام/84 و85) عيسي را جزء فرزندان ابراهيم مي‌داند. در حالي كه حضرت عيسي از طريق مادر به حضرت ابراهيم متصل مي‌شود. پدر بشري نداشت. هارون ساكت شد. بعد حضرت يك مطلب ديگر فرمود كه اين ديگر كاملاً او را خلع سلاح كرد. حضرت فرمود: اگر پيغمبر اكرم براي خواستگاري دختر تو بيايد، به او دختر مي‌دهي؟ گفت: بله، با افتخار مي‌دهم. موسي بن جعفر فرمود: اما اگر پيغمبر براي خواستگاري دختر من بيايد، من نمي‌توانم به او بدهم. چون محرم است و جد مادري دختر من است. هارون گفت: درست گفتي!

آنهايي كه مادرشان سيد هست و از طريق مادر به پيغمبر مي‌رسند، چون خيلي اوقات سؤال مي‌كنند، اگر كسي مادرش سيد باشد، او هم سيد است يا نه؟  به بحث فقهي‌اش كار نداریم. در مباحث فقهي خمس و امثال اينها كه سهم ساداتي آنجا هست، يك ادله‌اي دارد. ولي از جهت فضيلت و انتساب به پيغمبر اگر كسي از طريق مادر به پيغمبر اكرم منتسب شود، او هم سيد است. به همين دلايلي كه موسي بن جعفر گفتند. به همان آيه قرآن كه از طريق مادر هم صورت مي‌گيرد. بنابراين همان فضيلت را دارد. آنهايي كه مادرشان هم سيده است، اينها منتسب به پيغمبر اكرم هستند و از اين جهت براي اينها امتيازي است.

يك زماني هارون در مسير مكه، اول مدينه آمد. همه براي استقبال از او آمده بودند. حضرت موسي بن جعفر را هم آورده بودند. هارون كنار مرقد پيغمبر آمد و خواست سلام بدهد كه مثلاً ما جزء منسوبين شما هستيم. به پيغمبر اينطور سلام داد كه «السلام عليك يا رسول الله، يابن العم» امام كاظم(ع) ايستاده بود، فرموده بود: «السلام عليك يا ابا» سلام بر تو اي پدر! ما اين را خيلي ساده مي‌بينيم. مثلاً هارون خطاب به پيغمبر كرد، به عنوان پسر عمو، امام كاظم(ع) به ميدان آمد. به عنوان يك پدر سلام داد. چون هارون قبلاً استدلالش را شنيده بود،گفت: بله شهادت مي‌دهم كه شما فرزند پيغمبر هستي ولي بعداً همين يك علتي براي دستگيري امام شد. چون هارون فهميد به هر حال اين تبليغات ديگر خنثي شده است و اينها به عنوان فرزندان پيغمبر در بين مردم جا افتاده‌اند.


تاریخ انتشار: 1393/11/22 || بازدیدها:
«لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَيَّامَ حَيَاتِي» اگر من مي‌توانستم مهدي اهل‌بيت را درك كنم، تمام عمر به او خدمت مي‌كردم. امام صادق علامه عالم وجود است. او وقتي مي‌گويد: اگر مهدي را درك مي‌كردم، تا آخر عمر خادمش بودم، ديگر ما چه بايد بگوييم؟ اشتياق داشتن لازمه مؤمن بودن است. هر مؤمني درجه ايمانش بالاتر برود، شوقش به ديدار حضرت زياد مي‌شود. اين شوق خيلي خوب است. حتي در دعاها به ما ياد دادند كه اين اشتياق را داشته باشيد. در دعاها خود اهل‌بيت اين را به زبان گذاشتند كه بگوييم: «اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَة» در دعاي عهد است كه خدايا آن ماه رخسار را به من نشان بده. اين شوق و اشتياق از لوازم يك منتظر است. اما اينكه يك مرتبه به يك هدف تبديل شود، طوري كه ما تمام همّ و غم‌مان را براي ديدار ظاهري حضرت و ديدن جسم فيزيكي امام زمان(ع) بگذاريم. چهله گرفتن‌ها، ختم گرفتن‌ها، به بعضي از علوم غريبه رجوع كردن‌ها، احياناً افتادن به اين چيزها، اين مقدار اصرار را ما ديگر در جايي نداريم كه به اين شكل كار كنيم و تبديل به يك هدف شود.
تاریخ انتشار: 1393/11/22 || بازدیدها:
یك درد و آسيبي كه الآن در جامعه‌ي ما ديده مي‌شود وجود يكسري اسامي است كه با فرهنگ ديني و ملي ما سازگار نيست. اسم فقط يك لفظ براي شناسايي شخص نيست. بلكه يك شناسنامه‌ي كوچك است كه هويت فرهنگي فرد را هم معلوم مي‌كند. اگر شما در يك كشور اروپايي باشيد كه مسلمان نشين نيست. از يك نفر بپرسيد: اسم شما چيست؟ مي‌گويد: رضا. تا گفت رضا، هويت مسلكي، عقيدتي خودش و پدر و مادري كه اين اسم را براي او گذاشتند، براي شما روشن مي‌شود. فقط يك لفظ براي اينكه صدا بزني، نيست. يك نشانه است. نشانه‌ي يك فرهنگ است. علامت يك عقيده است. بنابراين چيز كوچكي نيست. در روايات ما هست كه اولين حقي كه فرزند بر پدر و مادر، به خصوص بر پدر دارد، «مِنْ حَقِّ الْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدَيْنِ يُحَسِّنُ اسْمَهُ» (مستدرك/ج15/ص128) اولين حق انتخاب يك نام خوب است. يك مقدار كه بزرگتر شد، حق دومي فرزند بر پدر پيدا مي‌كند، «وَ يُعَلِّمُهُ» زمينه‌ي تعليم و تعلم را براي او فراهم كند. يك مقدار كه بزرگتر شد حق سومي پيدا مي‌كند، «وَ يُزَوِّجُهُ» زمينه‌ي ازدواج را برايش فراهم كند. اما آنها حقوق بعدي است. اولين حق و به تعبيري بعضي روايات، اولين هديه‌اي كه پدر و مادر به فرزندشان مي‌دهند يك اسم خوب است كه براي او گذاشتند.
تاریخ انتشار: 1393/11/22 || بازدیدها:
هم در دنيا و هم در آخرت اين دستگيري‌هاي اهلبيت براي افرادي كه اهل گناه و لغزش هستند، محتاج به يك سرمايه‌گزاري و ريش گرو گذاشتن و هزينه پرداختن است. درست است آنها سپر بلا مي‌شوند، در همين دنيا هم همينطور است اما با صدمات و غصه‌ها و ناراحتي‌هايي كه بر آنها ايجاد مي‌شود. يك پدر مهربان وقتي مي‌بيند بچه‌اش در برف مي‌لرزد، كت خودش را درمي‌آورد و روي بچه‌اش مي‌اندازد. اما صدمه‌اش را پدر مي‌خورد. سپر بلا مي‌شود اما صدمه مي‌خورد. امام زمان(ع) بايد گريه‌هايش را بكند، آنهايي كه دچار لغزش هستند. آنهايي كه دچار گناهاني هستند. حضرت وليعصر بايد پيش خدا شرمنده باشد. وقتي يك پدر مي‌بيند بچه‌اش بازيگوشي مي‌كند، شيطنت مي‌كند، ديگران را اذيت مي‌كند، آن بچه شايد متوجه نباشد، اما آن پدر خيلي غصه مي‌خورد. دعا هم مي‌كند كه خدايا بچه‌ي ما بازيگوش است. بچه‌ي ما شيطنت مي‌كند، بچه‌ي ما اذيت مي‌كند، اما بالاخره آن پدر شرمنده مي‌شود. اين همان هزينه‌هاست. اين هزينه‌ها را بايد كم كنيم.لذا اهلبيت فرمودند: ما دست شما را مي‌گيريم ولي «أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَاد» (بحارالانوار/ج32/ص473) ولي خودتان به ما كمك بدهيد كه كمتر هزينه شود.



تاریخ انتشار: 1393/11/21 || بازدیدها:
شكي نيست، همه‌ي آنها دعا مي‌كردند. از دعاهاي مهم اهلبيت همين بوده كه فرج امام زمان فرج الله است. درواقع گشايش اسماء و صفات خدا در اين عالم است. حكومت الهي در اين عالم است. امام زمان دستگاهي غير از دستگاه خدا ندارد. همان حكومت است. لذا تمام انبياء و اولياء در طول تاريخ چشم‌اندازشان ظهور بوده است. اين دعايي هم كه مؤمنين در ماه مبارك رمضان مي‌كنند، درست است كه تحقق اين در زمان ظهور است، ولي مؤمنين بايد اين كارها را آرام آرام ياد بگيرند و تمرين كنند. يك تمريني هم هست كه در عين حال كه داريم مثلاً مي‌‌گوييم: خدايا، «اللهم اصلح كل فاسدٍ من امور المسلمين» در زمان ظهور همه‌ي مفاسد و مشكلات مسلمين را برطرف كنم. خودت هم در اينجا گامي بردار كه مي‌تواني. شما هم در تحقق آن ظهور نقشي داشته باش. اگر اين دعاها را مي‌كنيد، آن مقداري كه مي‌توانيد.
تاریخ انتشار: 1393/11/21 || بازدیدها:

متأسفانه يكي از جفاها و ظلم‌هايي كه به امام زمان(ع) مي‌شود همين است كه چهره‌ي حضرت را بعضي‌ها متأسفانه چهره‌ي خشني شناختند. حالا يا در اثر جهالت‌ها و بي‌معرفتي‌ها، يا در اثر بد معرفي كردن‌ها، يا در اثر غرض ورزي‌ها، به هر حال هرچه كه هست بعضي‌ها اين چهره‌ي نوراني و اين دل رئوف و منور را خشن فرض كردند كه خيلي سختگير است و نعوذ بالله يك شمشيري در دستش هست كه همينطور از كشته، پشته مي‌سازد و جوي‌هاي خون راه مي‌اندازد. مي‌دانيد اين نگاه به وليعصر(ع) باعث مي شود كه ميل به ظهور را در بعضي‌ها بگيرد. بعضي‌ها حتي دعا براي ظهور هم نمي‌كنند. بعضي‌ها مي‌گويند: ما آلوده هستيم، گناهكار هستيم. حضرت وقتي اينطور بخواهد بيايد، ظهور كند، برخورد داشته باشد و سختگير باشد، طبيعتاً مي‌خواهد با ما برخورد كند. پس براي چه دعا كنيم كه بيايد؟ دعا كنيم كه با ما برخوردي صورت بگيرد؟

يا حداقل اينطور مي‌گويند كه: چون گنهكار و آلوده هستيم، جزء ياران حضرت كه نمي‌توانيم باشيم. بنابراين جايگاه و موقعيت و ارزشي در حكومت و دولت حضرت نخواهيم داشت. پس ديگر آمدن و نيامدنش براي ما چيزي ندارد. آمدنش براي ما حسني ندارد.


تاریخ انتشار: 1393/11/21 || بازدیدها:
هر موقع كه يك تغييري در ايام، در مكان‌ها، در موقعيت‌ها براي انسان به وجود آيد، يك سرفصل جديدي در زندگي‌اش مي‌خواهد شروع شود اين مقدمه‌اي باشد براي تحول در درونش، يعني يك تحول بيروني، مثلاً خانه‌اش را عوض مي‌كند.فرض كنيد سال عوض مي‌شود. فرض كنيد يك فصلي در زندگي‌اش عوض مي‌شود. مجرد بود، حالا متأهل مي‌شود. اينها هركدام درست است كه در بيرون آدم دارد اتفاق مي‌افتد. ولي مي‌تواند يك مقدمه‌اي باشد كه انسان در درون خودش يك استارتي بزند، يك شروعي كند، يك بازنگري كند، يك تغييري بدهد، به تعبير بهتر بگويم يك گردگيري كند. به خصوص در اين زمان و اين دوران ما نياز به اين گردگيري‌ها، به اين تجديد نظرها، به اينكه يك مقداري به خودمان جلا بدهيم، داريم. در دنيايي داريم زندگي مي‌كنيم كه از جاهاي مختلف غفلت‌هايي پمپاژ مي‌شود. اگر ما اين گردگيري‌ها، اين تحولات را در درون خودمان نداشته باشيم، خداي نكرده زير گرد و غبار غفلت‌ها مدفون مي‌‌شويم و دل مي‌ميرد. نياز دارد با يك چيزهاي كمكي براي خودمان جلاء بدهيم. خودمان را شارژ كنيم. از آن اموري كه باعث صيقلي دادن، صفا دادن، گردگيري كردن ما مي‌شود، استفاده كنيم.

مثلاً قرآن به عنوان يكي از چيزهايي كه جلاء دهنده است، اسم برده شده است. ياد مرگ يكي از چيزهايي است كه جلا دهنده‌ي انسان است كه غافل نباشد. لذا گفتند: آن زمان كه خيلي شاد هستيد، آن زمان كه خيلي غمناك هستيد، به قبرستان برويد. آدم وقتي ياد مرگ كند تنظيم مي‌شود. متعادل مي‌شود. خيلي شاد است سرمست و ذوق زده و غافل نمي‌شود. خودش را تنظيم مي‌كند. خيلي غمگين هست، اينجا مي‌رود باز خودش را تنظيم مي‌كند. به هر حال دنيا ابدي نيست. عالم دنيا با همين چيزها دنيا است.


تاریخ انتشار: 1393/11/21 || بازدیدها:
اگرحزن كسي براي او افسردگي مي‌آورد. اين حزن سياه است. آن‌هايي كه حرص دنيا مي‌زنند. آن‌هايي كه حسادت مي‌كنند از اين كه كسي چرا در يك مسأله‌اي جلو افتاده است؟ اينها حزن‌هاي سياه است. آدم را تاريك مي‌كند. افسرده مي‌كند. اما يك حزن سبز داريم. آدم را رشد مي‌دهد. با نشاط و خرم مي‌كند.

گفت: غم دنياي دني چند خوري، باده بخور *** حيف باشد دل دانا كه مشوش باشد

آن غم را نبايد خورد. غم دنياي دني چند خوري؟ آن فايده ندارد. اما اين غم چرا. هر آن دل را كه سوزي نيست، دل نيست! اين سوز را بايد داشت. چون اين رشد است. اين دل را دل مي‌كند.

آنوقت با توجه به اين چيزي كه در فرهنگ ديني ما هست كه خواستند ما را به آن عيد حقيقي و آن ولي معصوم الهي توجه بدهند، اين است.


تاریخ انتشار: 1393/11/21 || بازدیدها:
اعياد در اسلام آن ايام و اوقاتي هست كه يك زمينه‌ي قربي براي انسان نسبت به خداوند متعال فراهم شده است. يك زمينه‌ي وصالي فراهم شده كه آن روز قرار است يك صله و يك پاداشي به آدم داده شود. آن موقع به عنوان عيد، يعني روزي كه يك عود و برگشتي به سمت خدا براي آدم تحقق پيدا كرده است.

مثلاً شما ماه مبارك رمضان سي روز روزه مي‌گيريد، زحمت مي‌كشيد، شب زنده‌داري‌ها، احياها، قرآن بر سر گرفتن‌ها، درك شب قدر، توجه كردن و مراقبه‌هايي كه آدم مرتكب حرام نشود. يك شستشو و تطهيري براي آدم فراهم مي‌شود، اين زمينه قرب وقتي فراهم شد، روز اول شوال را با توجه به اين مرتبه‌ و موقعيتي كه آدم در اين يك ماه بدست آورده، به عنوان روزي كه خدا مي‌خواهد صله و پاداش بدهد، روز جايزه به عنوان عيد گرفته شده است. به تعبير حافظ:

روز عيد است و من مانده در اين تدبيرم *** كه دهم حاصل سي روزه و ساغر گيرم

اين سي روز را مي‌دهد و يك چيزي مي‌گيرد. مثلاً فرض كنيد وقتي حاجي رفته مناسك را انجام داده، زحمت كشيده، سعي و طواف و بيابان گردي، آن وقوف‌هايي كه در عرفات و مشعر و منا هست، قرباني و رجم و امثال اينها، بعد روز دهم ذي الحجه را به عنوان اينكه اين زحماتي كه براي انسان يك قربي حاصل كرده، يك قدمي جلو رفته است، يك درب خاصي از رحمت به رويش باز شده، حالا مي‌خواهيم با توجه به اين زحماتي كه كشيدي، يك پاداشي به تو بدهيم. آن روز عيد قربان است.


تاریخ انتشار: 1393/11/21 || بازدیدها:
براي رسيدن به اضطرار بايد امام زمان را بشناسم. بايد بفهمم که امام زمان(ع) چه کارهايي دارد. آنها مقدمه است. ولي نهايتاً من بايد دردمند او شوم که اگر اين اتفاق افتاد، آنوقت فرج رخ مي‌دهد.حالا يا فرج شخصي براي آن شخصي که دردمند شده است، يا اگر جامعه به اضطرار و دردمندي رسيده است، دردمندي نسبت به او؛ نسبت به امام زمان، يعني فهميدند او گره گشا است، آنوقت فرج عمومي رخ مي‌دهد.
تاریخ انتشار: 1393/11/19 || بازدیدها:
نه فقط اضطرار و نياز حرکتي را در ما به سمت او ايجاد مي‌کند، بلکه هرجا اضطرار باشد در هر بعدي از ابعاد دين، اضطرار و نياز ما ببينيم، بدانيم که او چه خلأيي را از ما پر مي‌کند، چه نيازي از ما را برطرف مي کند، نسبت به او حرکت بيشتري خواهيم داشت. نسبت به او توجه بيشتري خواهيم داشت. شما نگاه کنيد، مثلاً واجباتي که خداوند متعال در دين گذاشته است، تمام واجبات استثناء و نقاط اضطرار ما هستند. يعني چيزهايي هستند که ما به آنها مضطر هستيم، و در مسير ابديت به آنها نياز داريم و هيچ چيز جاي آنها را پر نمي‌کند. حتي اگر اين اضطرار را نفهميم و متوجه نشويم. ولي اگر بفهميم و متوجه شويم، با توجه بيشتري به سمت نماز مي‌رويم. اقبال بيشتري به سمتش خواهيم داشت. آدم از لحظه لحظه‌اش استفاده مي‌کند.نه هيچ واجبي جاي واجب ديگر را مي‌گيرد و جايگزين مي‌شود، نه هيچ چيز ديگري جاي واجبي را مي‌گيرد. به عنوان مثال فرض کنيد نماز. نماز چيزي است که به حد ضرورت و وجوب رسيده است. ما به آن مضطر هستيم اگر مي‌خواهيم شخصيت معنوي خودمان را بسازيم، اگر مي‌خواهيم براي خودمان شخصيت بهشتي درست کنيم، مجبور هستيم که نماز را در زندگي‌مان داشته باشيم. نه روزه جاي نماز را مي‌گيرد، نه امر به معروف و نهي از منکر جاي نماز را مي‌گيرد، و نه هيچ واجب ديگري، يا مستحب ديگري جاي نماز را مي‌گيرد.
تاریخ انتشار: 1393/11/19 || بازدیدها:
عطش باعث مي‌شود شما راه بيفتي. اگر در يک بياباني عطش داشته باشي، يقين به آب هم نداشته باشي، حتي احتمال هم بدهي، کيلومترها دنبالش مي‌دوي. اما اگر عطش و نيازي نداشته باشي، يقين به آب هم داشته باشي، حرکتي در شما ايجاد نمي‌شود.
تاریخ انتشار: 1393/11/19 || بازدیدها:
هر عنايتي، هر نعمتي که در اين عالم وجود دارد، هر نفسي که از ما بالا و پايين مي‌رود، لحظه لحظه‌اي که عمر ما استمرار پيدا مي‌کند، اگر نعمت علمي براي ما به وجود مي‌آيد، اگر نعمت کار خيري از ما به وجود مي‌آيد، عبادتي، عمل خيري به وجود بيايد، هر چيزي که هست اين نعمت‌ها از خداست. و باب نعمت‌ها حجت زمان است. از کانال او به ما مي‌رسد. اينها به عنايت حضرت است. اين هماني است که در دعا هست، به يمن حضرت هست که مردم روزي مي‌خورند. حتي اگر به اضطرار نرسيده باشند.
تاریخ انتشار: 1393/11/19 || بازدیدها:
يکي از حکمت‌ها و فوايد بلاها و گرفتاري‌هايي که گاهي براي يک شخصي پيش مي‌آيد همين است که به اضطرار برسد. خود اضطرار به يک معنا نعمتي است چون آدم بيچاره‌ي خدا مي‌شود. برمي‌گردد به فطرت خودش. غفلت‌ها را کنار مي‌زند. و از اين جهت هست که يکي از فوايد گرفتار‌ي‌ها همين است که بتواند از مسائل ديگر ببرد و وصل شود به آن کسي که بايد وصل شود. در قرآن دارد ما انبيايي را براي امت‌هاي خودشان مي‌فرستاديم، «فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاء» (انعام/42) براي آنها بلاها و سختي‌ها و مشکلاتي پيش مي‌آورديم، «لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُون‏» تا تضرع کنند، در خانه‌ي خدا اظهار عجز و لابه کنند. اين خيلي ارزشمند است که آدم دردمند شود. به تعبيري اينکه اضطرار باعث کارگشايي است اين است که آدم وقتي مضطر مي‌شود و از خدا چيزي مي‌خواهد تازه دعا مي‌کند. تازه دعاي او دعاست و به آسمان مي‌رود. تا وقتي آدم مضطر نشده و از سر سيري يک چيزي را مي‌خواهد هنوز دعايش دعا نيست. ولي مضطر دعايش، دعا است.
تاریخ انتشار: 1393/11/19 || بازدیدها:
اضطرار کارگشا است و کليد گشايش و فرج است، اوجش در آيه‌ي اضطرار : «أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوء» (نمل/62) . حيف که ما اين آيه را فقط براي ختم‌ها و چندبار خواندن‌ها به کار مي‌بريم. البته اشکالي ندارد از باب تيمم و تبرک، مثلاً 5 بار يا چند بار اين آيه را خواندن. در روايتي اين وارد نشده که براي شفاء چند بار اين آيه را بخوانيد. ولي خيلي خوب است اين آيه را به کار ببنديم. اين يک دستورالعمل است. يک نسخه است. انگار يک دکتري نسخه مي‌دهد که سه بار اين شربت را در روز بخور، ما بنشينيم اين را تکرار کنيم. سه بار اين شربت را بخور! ذکر بگوييم. آقا عمل کن. اين دستورالعمل است. اينها دعايي نيست، اينها دوايي است. بايد خود را مداوا کرد.

يک کسي خدمت آيت الله بهجت بود. گفت: آقا يک ذکري به ما بگوييد که در نماز حضور قلب داشته باشيم. آقا فرمود: حضور قلب که دعايي نيست، دوايي است. بايد آدم خودش را مداوا کند. بايد عمل کني. يک تمرين دارد. يک کارهايي دارد.


تاریخ انتشار: 1393/11/19 || بازدیدها:
هيچ شکي نيست که تا معرفت نباشد، تا من نسبت به حضرت شناختي نداشته باشم، تا باوري در من شکل نگرفته باشد که او چه نيازهايي را از من برطرف مي‌کند، چه خلأيي را پر مي‌کند، بيچاره‌ي او نمي‌شوم. دردمند او نمي‌شوم. تا معرفت نباشد اين اضطرار پيدا نمي‌شود. حرف در اين نيست. شکي در اين نيست که اول بايد معرفت باشد تا آن اضطرار پيدا شود. اما بحث ما اين نيست که اول چه، دوم چه؟ بحث ما اين است که آن نقطه‌ي کليدي، آن محور، آنچه باعث فرج مي‌شود، آيا فقط معرفت است؟ در اين شکي نيست که معرفت لازم هست ولي آيا کافي است؟ ما همين بحث را داريم. شکي نيست که بايد بحث معرفت را داشته باشيم. تا اينکه به آن اضطرار برسيم. ادعای ما (و بعد دلايلش را باید بگوییم)  اين هست معرفت‌هاي عقلي، علمي و حتي قلبي، باورهاي قلبي، اين کافي نيست. انتظار کافي نيست با اينکه همه‌ي اينها لازم است. مگر اينکه اين مسيري شود و ما را به دردمندي و اضطرار برساند. او هست که درمان است و باعث گشايش مي‌شود. اگر ما به آن برسيم، اين باعث فرج مي‌شود. اگر درد در حد اضطرار در ما ايجاد شود، درمان قطعاً وجود دارد.

طبيب مسيح آدم است و مشفق دين     چو درد در تو نبيند که را دوا بکند

يک دردي را بايد در ما ببيند. اين درد اگر در ما وجود بيايد، از صد درمان بهتر است. گفت:

هرکجا دردي، دوا آنجا رود      هرکجا آهي، شفا آنجا رود


تاریخ انتشار: 1393/11/19 || بازدیدها:
چرا با وجود اينکه قرآن در بين ما هست و او حجت خداست، با وجود اينکه رسول خدا در ميان مسلمين بود و او حجت خدا بود، چه نيازي است که در هر زماني حجت زنده‌اي علاوه بر قرآن و رسول، او هم باشد. طوري که زمين نمي‌تواند خالي از آن باشد و چرا؟ چرا اگر حجت در زمين نباشد، زمان و زمين بر هم مي‌ريزد و نظام عالم برچيده مي‌شود؟ اين حجت چه کسي است و چه خصوصياتي دارد؟ حجت زمان ما چه صفاتي دارد؟ چه حقوقي ب گردن ما دارد و ما چه وظايفي نسبت به او داريم؟آيا ما مي‌توانيم با اين حجتي که در اين زمان هست ارتباط برقرار کنيم؟ اگر نمي‌توانيم چه فايده‌اي دارد؟ حجتي که غايب است و در دسترس نيست، چه فايده‌اي دارد؟ و اگر مي‌توانيم با چه شرايطي؟ به چه صورتي؟
تاریخ انتشار: 1393/11/19 || بازدیدها:


انقلاب اسلامی ایران زمینه ساز ظهور انقلاب امام زمان(عج)
با سلام به وبلاگ انقلاب اسلامی ایران زمینه ساز ظهور حضرت مهدی(عج) خوش آمدید.مطالب آورده شده در این وبلاگ در بخش پرسش و پاسخ از منبع سخنرانیهای حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای مسعود عالی پیرامون وظایف منتظران در زمان غیبت، علائم ظهور و وظیفه منتظران ، بررسي ويژگي‌هاي خاص امام عصر(عج) و بحث عدالت،نقش امام عصر در تقدير انسانها و... که فایلهای صوتی ومتنی آن در سایت برنامه تلویزیونی سمت خدا به آدرسhttp://samtekhoda.tv3.ir موجود است می باشد . سعی شده از این سخنرانیها در قالب پرسش و پاسخ ،مطالب مورد نیاز همگانی و مسائل مورد سوال به خصوص برای جوانان و نوجوانان مطرح شود .

باشد که مورد توجه و استفاده همه مومنین و منتظران و وجود مبارک حضرتش قرار گیرد و گامی هر چند کوچک در راستای ظهور امام زمان (عج) داشته باشد. کپی برداری و استفاده و انتشار مطالب این وبلاگ کاملا آزاد بوده و اکیدا به خصوص برای سرگروههای حلقه های صالحین و نشست منتظران موعود توصیه می گردد.

از آیت الله بهجت (ره) سؤال شد: « بهترین شیوه ی ارتباط با امام زمان (عج) در این عصر چیه؟ » ایشان فرمودند: «به دستور امام زمان (عج) عمل کردن... اطاعت او کردن... کأنه می بینه... [سپس بعد از اندک تأملی فرمودند:] *کأنه نداره یقینا میبینه...* »

خدایا ببخش... « یقینا میبینه » پس یعنی همه ی آن روز ها که گناه می کردیم رو دیدن و چقدر با دیدن گناه کردن ما ناراحت شدند...

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد و اَلِ مُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُمْ

آمار سایت

» بازدید امروز : 53
» بازدید دیروز : 151
» بازدید هفتگی : 873
» بازدید ماهیانه : 2697
» بازدید سالانه : 36722
» کل بازدیدها : 68397

پروفایل مدیر وبلاگ
نام : زهرا باباخانیا
تحصیلات : کارشناسی نرم افزار
استان : قزوین
شهر : قزوین
email : babakhaniaz@shmail.ir
پانل کاربران
فراموشی کلمه عبور
عضویت
نظرسنجی
اگه همین جمعه قرار باشه آقا بیان، تو به عنوان یه شیعه آماده ای؟
کاملا آماده ام.
نمی دونم! واقعا هیچ........
دارم خودم رو آماده می کنم.
ذکر روزهای هفته